چگونه با آمار دروغ بگوییم؟

عددها لباس دقت به تن دارند. جمله‌ی «بیش‌تر مردم چنین فکر می‌کنند» را می‌شود مؤدبانه رد کرد؛ اما جمله‌ی «۷۳ درصد مردم چنین فکر می‌کنند» جای چون‌وچرا نمی‌گذارد — انگار کسی رفته و شمرده است. روزنامه‌ها، تبلیغ‌ها، کانال‌ها و مسئولان هم این را خوب می‌دانند: هر ادعایی با یک عدد کنارش جدی‌تر شنیده می‌شود.

دارل هاف در سال ۱۹۵۴ کتاب کوتاهی برای خواننده‌ی عمومی نوشت با همین عنوانِ عجیب: «چگونه با آمار دروغ بگوییم؟» — How to Lie with Statistics. عنوانش شبیه راهنمای تبهکاری است، اما کتاب در واقع راهنمای دفاع از خود است؛ نشان می‌دهد:

برای دروغ‌گفتن با آمار، لازم نیست کسی عددی جعل کند.

جلد چاپ نخست کتاب «چگونه با آمار دروغ بگوییم؟» اثر دارل هاف

جلد چاپ نخست کتاب، ۱۹۵۴؛ طرح‌ها از ایروینگ گایس.

این کتاب را نخستین بار استادم، دکتر بهنام بهرک، در جلسات کتاب‌خوانیِ «کافه‌کتاب» معرفی کرد و چند فصلش را چنان شیرین خلاصه کرد که علاقه‌مند شدم خودم سراغ کتاب بروم؛ این مجموعه را مدیون همان جلسه‌ها هستم.

این مجموعه با آن کتاب پیش می‌رود، اما مثال‌ها را به امروز و به مملکت خودمان هم می‌آورد: نظرسنجی‌های اینترنتی، آمارهای رسمی، عددهایی که هر روز از تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی به ما می‌رسند.


چرا این مسیر ارزشش را دارد

  • چون همه با عدد تصمیم می‌گیریم. در هر شغل و هر نقشی — پزشک، معلم، کاسب، مدیر، پدر و مادر — هر روز به تکیه‌ی عددهایی که به ما می‌رسد قضاوت می‌کنیم و انتخاب می‌کنیم. و من بارها دیده‌ام که آدم‌های باهوش، فقط به‌خاطر همین سوگیری‌های ساده، تصور غلطی از واقعیت پیدا کرده‌اند یا تصمیمی گرفته‌اند که نباید.
  • یک عادت فکری. هدف بدبین‌شدن به هر عددی نیست؛ هدف این است که بدانیم پیش از باورکردن هر عدد، از آن چه بپرسیم.

نخ داستان

کتاب هاف ده فصل دارد و هر فصل یک سازوکار فریب را باز می‌کند — از نمونه‌ای که از اول کج بسته شده تا میانگین دست‌چین‌شده و نمودارِ کش‌آمده. این مجموعه هم با همان آهنگ پیش می‌رود: هر برگه یک سازوکار، با مثال‌های کتاب و مثال‌هایی از امروز. برگه‌ها را به ترتیب بخوانید؛ هر برگه به مفهوم‌ها و مثال‌های برگه‌های پیشین تکیه می‌کند.


پیش‌نیاز

هیچ. اگر میانگین‌گرفتن و میانه را از مدرسه به یاد دارید، کافی است. جایی هم که مفهومی تازه لازم شود — مثل «نمونه» و «جامعه» — خود برگه‌ها آن را از صفر می‌سازند.


فهرست برگه‌ها

  1. ۱ نمونه‌ی بد! مجله‌ای نوشت میانگین درآمد فارغ‌التحصیلان Yale سالی ۲۵٬۱۱۱ دلار است. عدد تا دلارِ آخر دقیق است — و درست همین‌جاست که باید شک کرد. و ماجرای نظرسنجی‌ای با ده میلیون پرسش‌نامه که جوابش اشتباه از آب درآمد.

از برگهٔ یکم شروع کنید