اعداد مختلط؛ توانها و ریشههای واحد
وقتی ضرب دوران است، توانرساندن قدمزدن روی دایره است — و ریشههای ۱، یک چندضلعی منتظم میسازند
در دو یادداشت پیشین دیدیم که ضرب اعداد مختلط معنایی هندسی دارد: طولها ضرب میشوند و زاویهها جمع. حالا وقت آن است که از این قاعده کار بکشیم. اگر عددی را بارها در خودش ضرب کنیم چه میشود؟ و پرسش وارونه: کدام اعدادند که اگر بار در خودشان ضرب شوند، به ۱ برسند؟
توان یعنی دورانِ پیاپی
عدد مختلط را به صورت قطبی بنویسیم: . هر بار ضرب در یعنی: طول، برابر و زاویه، بیشتر. پس بعد از بار:
این فرمول به نام فرمول دُموآور شناخته میشود؛ اما برای ما قضیهٔ تازهای نیست — فقط بازگوییِ همان قاعدهٔ «طولها ضرب، زاویهها جمع» است، بار پشت سر هم.
جالبترین حالت وقتی است که طول عدد ۱ باشد:
توانهای هیچ کششی ندارند؛ فقط میچرخند. اعداد روی دایرهٔ واحد، با گامهای مساویِ ، پیش میروند.
توانرساندن روی دایرهٔ واحد، قدمزدن است: هر ضرب، یک گام به اندازهٔ .
معادلهٔ
حالا پرسش وارونه. به دنبال همهٔ اعدادی هستیم که
به این اعداد ریشههای -اُم واحد میگویند. با نگاه قطبی، پاسخ تقریباً خودش را میگوید. اگر طول و زاویهٔ داشته باشد، طول و زاویهٔ دارد؛ و عدد ۱ طول ۱ و زاویهٔ صفر. پس:
- طول: باید باشد و چون طول عددی نامنفی است، . یعنی همهٔ ریشهها روی دایرهٔ واحدند.
- زاویه: باید همان زاویهٔ عدد ۱ باشد؛ یعنی مضربی کامل از :
چرا را از جلوتر نبردیم؟ چون زاویهٔ میدهد که همان زاویهٔ صفر است؛ از آن به بعد همهچیز تکرار میشود.
پس معادلهٔ دقیقاً جواب دارد.
یک چندضلعی منتظم
این جواب، همه روی دایرهٔ واحد نشستهاند و زاویهٔ هر دو جوابِ پیاپی دقیقاً با هم فرق دارد: اینها رأسهای یک -ضلعی منتظماند که یک رأسش روی عدد ۱ است.
اگر نخستین ریشهٔ بعد از ۱ را بنامیم — عددی با طول ۱ و زاویهٔ — بقیهٔ ریشهها توانهای همین هستند:
همان قدمزدن روی دایره است، این بار با گامی که بعد از قدم، دقیقاً به خانهٔ اول برمیگردد.
مثال. ریشههای سوم واحد:
اینجا عددی است با طول ۱ و زاویهٔ (۱۲۰ درجه): قسمت حقیقیاش و قسمت موهومیاش . و سه بار چرخشِ ۱۲۰ درجهای یک دور کامل است؛ پس ، بیآنکه به محاسبهای جبری نیاز باشد.
جمع ریشهها؛ یک استدلال تقارنی
ادعا میکنیم برای هر :
جمعِ همهٔ ریشهها را بنامید و آن را در ضرب کنید. ضرب در یعنی چرخاندن همهٔ صفحه به اندازهٔ ؛ این چرخش هر ریشه را به ریشهٔ بعدی میبرد و آخرین ریشه را به اولی. یعنی مجموعهٔ ریشهها فقط میان خودشان جابهجا میشوند و جمعشان همان میماند:
اما همان بردار است که به اندازهٔ چرخیده! تنها برداری که پس از چرخشی ناصفر سر جای خودش میماند، بردار صفر است. پس .
برای ریشههای سوم میتوان مستقیم هم دید: قسمتهای حقیقی و قسمتهای موهومی قرینهٔ یکدیگرند.
این همان روحِ استدلالهای تقارنی است که در یادداشتهای تقارن دیدیم: چیزی که زیر یک تبدیل ناوردا بماند، باید بسیار خاص باشد.
جمعبندی
- توانِ -اُم یعنی گام دوران و کشش پیاپی؛ این محتوای فرمول دموآور است.
- معادلهٔ دقیقاً ریشه دارد: همه با طول ۱ و زاویههای .
- ریشهها رأسهای یک -ضلعی منتظماند و همگی توانهای نخستین ریشه، .
- جمع همهٔ ریشهها به حکم تقارن صفر است.
چندضلعیِ منتظم فقط سهم عدد ۱ نیست: در یادداشتی دیگر خواهیم دید ریشههای -اُم هر عدد مختلط دلخواه هم چندضلعی منتظمی میسازند — کافی است چندضلعیِ واحد را بچرخانیم و کش بدهیم.