اعداد مختلط؛ از هندسه تا جبر
چرا نمادِ آشنای همان دوران و کشش است
در یادداشت پیشین اعداد مختلط را بهصورت بردارهایی در صفحه شناختیم: جمعشان همان جمع برداری بود و ضربشان قاعدهای هندسی داشت — طولها ضرب میشوند و زاویهها جمع. اما در کتابهای درسی معمولاً خبری از بردار و دوران نیست: عدد مختلط را بهصورت مینویسند، پرانتزها را مانند عبارتهای جبری معمولی باز میکنند و هر جا دیدند، بهجایش میگذارند.
در این یادداشت میخواهیم نشان دهیم این دو تصویر، دو روایت از یک حقیقتاند: جبرِ دقیقاً همان هندسهٔ دوران و کشش است.
از زوج مرتب تا
هر بردار در صفحه را میتوان با دو گام پیمود: نخست حرکتی افقی، سپس حرکتی عمودی:
گام نخست همان عدد حقیقی است. گام دوم چطور؟ ادعا میکنیم:
برای دیدنش کافی است حاصلضرب را (برای ) با تعریف هندسی ضرب حساب کنیم: طولِ حاصل است و زاویهاش ؛ یعنی برداری به طول که مستقیم رو به بالا میرود — همان . (برای منفی هم حساب مشابهی برقرار است.)
پس هر عدد مختلط را میتوان چنین نوشت:
نماد آشنای کتابهای درسی از دل تصویر برداری بیرون آمد: یعنی « قدم در راستای محور حقیقی، سپس قدم در راستای ».
کلید پل: ضرب، همهٔ صفحه را یکجا میچرخاند
پرسش اصلی این است: اگر اعداد را به شکل بنویسیم، آیا اجازه داریم مثل جبرِ معمولی پرانتزها را باز کنیم؟ باز کردن پرانتز یعنی استفاده از خاصیت توزیعپذیری:
آیا ضربِ هندسیِ ما چنین خاصیتی دارد؟ پاسخ مثبت است و دلیلش یک تصویر است.
عدد مختلط را با طول و زاویهٔ ثابت نگه دارید. «ضرب در » با هر عددی که انجام شود، یک کار میکند: طول آن عدد را برابر میکند و آن را به اندازهٔ میچرخاند. پس ضرب در تبدیلی است که کل صفحه را یکجا میچرخاند و میکشد.
حال مثلثِ جمعِ را از یادداشت پیشین به یاد بیاورید. وقتی همهٔ صفحه بچرخد و کشیده شود، این مثلث هم میچرخد و کشیده میشود اما مثلث میماند: دو ضلعش همان و میشوند و ضلع سومش — که جمعِ آن دو است — همان .
توزیعپذیری یک قانون قراردادی نیست؛ یک واقعیت هندسی است: دوران و کشش، مثلثِ جمع را خراب نمیکنند.
قاعدهٔ جبری ضرب
حالا همهٔ ابزارها آمادهاند: توزیعپذیری را از هندسه گرفتیم و از یادداشت پیشین هم میدانیم . پس میتوانیم مانند جبر معمولی ضرب کنیم:
و با جایگذاری :
این همان قاعدهای است که در کتابهای درسی بهعنوان «تعریفِ» ضرب معرفی میشود. اما برای ما هیچچیزِ آن قرارداد نبود: باز شدن پرانتزها از هندسهٔ دوران آمد و از دو بار چرخش ۹۰ درجه.
آزمایش:
راه جبری:
راه هندسی: بردار طول و زاویهٔ (۴۵ درجه) دارد. پس مربع آن باید طولی برابر و زاویهای برابر داشته باشد: برداری به طول ۲، مستقیم رو به بالا — یعنی .
هر دو راه به یک نقطه رسیدند.
هدیهٔ پایانی: اتحادهای مثلثاتی، رایگان
عدد مختلط را با طول و زاویهٔ در نظر بگیرید. قسمت حقیقی آن و قسمت موهومی آن است؛ پس:
به این نمایش، صورت قطبی میگویند.
حالا دو عدد با طول ۱ بردارید:
و حاصلضربشان را از دو راه حساب کنید.
راه هندسی: طولها و زاویهها ؛ پس حاصل، عددی است با طول ۱ و زاویهٔ :
راه جبری (با قاعدهٔ بخش قبل):
این دو باید یکی باشند؛ قسمت حقیقی با قسمت حقیقی و قسمت موهومی با قسمت موهومی برابر است:
اتحادهای جمعِ زاویهها — که حفظکردنشان همیشه دردسر دارد — اینجا خودشان از دلِ ضرب مختلط بیرون آمدند. (اگر بگذارید، اتحاد دوبرابرِ زاویه بهدست میآید؛ همان که در یادداشت مثلثات از راهی دیگر به آن رسیدیم.)
جمعبندی
- نماد چیزی جز شکستن بردار به دو گام افقی و عمودی نیست.
- توزیعپذیری ضرب، پیامد این واقعیت هندسی است که دوران و کشش، مثلثِ جمع را حفظ میکنند.
- پس «ضرب مدرسهای» — باز کردن پرانتزها با — و «ضرب هندسی» — ضرب طولها و جمع زاویهها — یک عمل واحدند.
- از مقایسهٔ این دو نگاه، اتحادهای مثلثاتی جمع زاویهها بهرایگان بهدست آمدند.
هرچه این پل محکمتر شود، رفتوآمد میان جبر و هندسه آسانتر میشود؛ در یادداشتهای بعدی از همین پل برای یافتن ریشههای اعداد مختلط و چندضلعیهای منتظم خواهیم گذشت.