نسبت‌های مثلثاتی دوبرابر یک زاویه

می‌خواهیم مقدار تابع مثلثاتی $ \cos(2\theta) $ را برحسب نسبت‌های مثلثاتی زاویه‌ی $\theta$ بدست آوریم.


ایده‌ی کلی

یک ایدهٔ موثر در بسیاری از مسئله‌ها (نه فقط مثلثات) این است:

یک کمیت را در یک محیط مناسب تعریف کن
و بعد آن را به دو روش متفاوت حساب کن.


بازنویسی (Recasting): ترجمهٔ مسئله به زبان هندسه

پس نیاز داریم یک محیط داشته باشیم که:

1) زاویهٔ $ \theta $ و دوبرابرش $ 2\theta $ را در همان فضا بتوانیم ببینیم،
2) کسینوس‌ها هم در آن محیط معنی هندسی واضحی داشته باشند.

این دقیقاً همان جایی است که دایره بهترین انتخاب است.


انتخاب صحنهٔ مناسب: دایره

حالا سؤال طبیعی این است: چرا دایره این‌قدر انتخاب مناسبی برای این مسئله است؟ پاسخ در یک قضیهٔ بسیار ساده نهفته است. قضیه‌ای که احتمالا قبل‌تر آن را دیده‌اید:

اندازهٔ زاویهٔ محاطی نصفِ اندازهٔ زاویهٔ مرکزیِ متناظر با همان کمان است.

این دقیقاً همان چیزی است که ما نیاز داریم.

به این ترتیب، $ \theta $ و $ 2\theta $ به‌طور هم‌زمان و کاملاً طبیعی در یک صحنه حضور دارند.

زاویه‌ی مرکزی و محاطی در یک دایره


یک ساده‌سازی هوشمندانه در شکل

بیایید فرض کنیم خط $PB$ قطر دایره باشد؛ یعنی نقطهٔ $O$ (مرکز دایره) دقیقاً روی پاره‌خط $PB$ قرار بگیرد.

زاویه‌ی مرکزی و محاطی در یک دایره با ضلع مشترک

همچنین فرض می‌کنیم شعاع دایره برابر $1$ باشد. این انتخاب محاسبات را ساده‌تر می‌کند و هیچ‌چیز از کلیت مسئله کم نمی‌کند.

حالا کمی به شکل نگاه کنید. در این مرحله، هدف ما این است که نسبت‌های مثلثاتی را به طول‌ها ربط بدهیم.

اولین خطِ کمکی طبیعی که به ذهن می‌رسد این است که از نقطهٔ $A$ یک خط عمود بر قطر $PB$ رسم کنیم و پای عمود را روی $PB$ مشخص کنیم. (آن را $H$ بنامید).

زاویه‌ی مرکزی و محاطی در یک دایره با ضلع مشترک


محاسبه‌ی طول پاره‌خط‌ها

حالا که شکل را آماده کرده‌ایم، وقت آن است که طول‌ها را وارد بازی کنیم.

فرض کنید از نقطهٔ $A$ عمودی بر قطر $PB$ رسم کرده‌ایم و پای عمود را $H$ نامیده‌ایم. پس $AH \perp PB$ و نقطهٔ $H$ روی قطر قرار دارد.

ابتدا به مثلثی نگاه می‌کنیم که زاویهٔ مرکزی $2\theta$ را در خود دارد. در مثلث $OAH$:

$OH$ ضلع مجاور زاویهٔ $2\theta$ در مثلث قائم‌الزاویه‌ای با وتر $OA=1$ است. بنابراین:

\[OH = \cos(2\theta).\]

حالا به مثلث دیگری نگاه می‌کنیم؛ مثلثی که دقیقاً زاویهٔ $\theta$ را در خود دارد. این مثلث چیزی نیست جز مثلث $APH$.

در این مثلث:

پس طبق تعریف کسینوس داریم:

\[\cos(\theta) = \frac{PH}{PA}.\]

نقطهٔ $H$ روی قطر $PB$ قرار دارد، و نقطهٔ $O$ مرکز دایره است. پس پاره‌خط $PH$ را می‌توان به‌صورت مجموع دو پاره‌خط نوشت:

\[PH = PO + OH.\]

از آن‌جا که شعاع دایره را برابر $1$ فرض کرده‌ایم، داریم: \(PO = 1\) و از محاسبهٔ قبلی: \(OH = \cos(2\theta).\)

پس نتیجه می‌گیریم: \(PH = 1 + \cos(2\theta).\)

زاویه‌ی مرکزی و محاطی در یک دایره با ضلع مشترک


برای محاسبهٔ طول $PA$، یک خط کمکی دیگر به شکل اضافه می‌کنیم.

از نقطهٔ $O$ (مرکز دایره) یک عمود بر پاره‌خط $PA$ رسم می‌کنیم و پای عمود را $T$ می‌نامیم. پس: \(OT \perp PA.\)

به دو مثلث $OTA$ و $OTP$ نگاه کنید.

زاویه‌ی مرکزی و محاطی در یک دایره با ضلع مشترک

در این دو مثلث داریم:

پس این دو مثلث هم‌نهشت هستند. در نتیجه، نقطهٔ $T$ وسط پاره‌خط $PA$ است؛ یعنی: \(PT = TA = \frac{PA}{2}.\)

حالا به مثلث قائم‌الزاویهٔ $OPT$ نگاه می‌کنیم.

در این مثلث:

پس طبق تعریف کسینوس داریم: \(\cos(\theta) = \frac{PT}{OP} = PT.\)

بنابراین: \(PT = \cos(\theta).\)

از آن‌جا که $T$ وسط $PA$ است، داریم: \(PA = 2\cos(\theta).\)


گام پایانی: رسیدن به «فرمول طلایی»

حالا همهٔ قطعات پازل آماده‌اند. رابطه‌ای که در مثلث $APH$ به‌دست آوردیم این بود:

\[\cos(\theta) = \frac{PH}{PA}.\]

از گام‌های قبل داریم: \(PH = 1 + \cos(2\theta), \qquad PA = 2\cos(\theta).\)

این دو را در رابطهٔ بالا جای‌گذاری می‌کنیم:

\[\cos(\theta) = \frac{1 + \cos(2\theta)}{2\cos(\theta)}.\]

دو طرف را در $2\cos(\theta)$ ضرب می‌کنیم:

\[2\cos^2(\theta) = 1 + \cos(2\theta).\]

و در نهایت به رابطهٔ مشهور می‌رسیم:

\[\cos(2\theta) = 2\cos^2(\theta) - 1.\]

جمع‌بندی: استراتژی حل مسئله چه بود؟

در این حل، هدف اصلی حفظ یا بازتولید یک فرمول نبود؛ بلکه تمرین یک روش فکر کردن بود.

کارهایی که انجام دادیم، این‌ها بودند:

این دقیقاً همان الگویی است که در بسیاری از حل‌های خوب دیده می‌شود.